ولادت حضرت عباس (ع)

جمعمان جمع كه تا نقش خیالی بزنیم
كوچه باغی برویم و پر و بالی بزنیم

پای حافظ مِی ای از شعر زلالی بزنیم
جمعمان جمع بیایید كه فالی بزنیم

شاهِ شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

بگذارید از این فاصله بویی بكشیم
درِ خُم را بگشاییم و سبویی بكشیم

تیغ ابروی كجش را به گلویی بكشیم
صد و سی و سه نفس نعره ی هویی بكشیم

از دلِ ما چه به جا مانده؟ كه غارت كرده
پسر سوم زهراست قیامت كرده

ماه و خورشید دو حیران و دو سرگردانند
سال ها دل سرِ این طایفه می گردانند

بال در بال فرشته غزلی می خوانند
ما همه بنده و این قوم خداوندانند