مناجات

امشب که هر درمانده ای،با خویش تنها می شودم
امشب بساط آشتی،با تو مهیا می شود

امشب سرِ سال من است،شرمندگی حال من است
آیا نصیبم بخشش است،این شام احیا می شود

در ازدحام خوبها،در این حضور بی ریا
آیا گدا یِ بی نوا،در گوشه ای جا می شود

ای کاش می گفتی به من،با این همه شرم و محن
آیا برای در زدن،یک خانه پیدا می شود

گفتم چگونه می شود،با این همه بار گناه
ما را بگیرد در پناه،گفتند حالا می شود