محرم

شب اول

یک نفر هست پر از سوز،پر از یا زینب

تک و تنهاست و در ناله که تنها زینب

به لبش هست میا،آه میا با زینب

داد از این کوفه از این شهر از اینجا زینب

آه از امروز ولی وای ز فردا زینب

***

آخرین لحظه ی او بود دعا کرد و گریست

ظرف خونین شد و از دست رها کرد و گریست

روی خود را به سوی کرببلا کرد و گریست

داشت با گریه مناجات خدایا زینب

***