وفات پیامبر(س)

حضرت زهرا(س) و پيامبر(ص)

 

اگر چه پیر اگرچه خمیده ام بابا

دوباره بر سر خاکت رسیده ام بابا

 

رسیده ام که بگویم چه آمده به سرم

رسیده ام که بگویم چه دیده ام بابا

 

ببین که پیرتر از روز قبل آمده ام

نفس نفس ز فراغت چکیده ام بابا

 

بخوان ز چشم کبودم که چند روزی هست

که روی دختر خود را ندیده ام بابا

 

از آن زمان که به دنبال مرتضی در خون

میان مردم شهرت دویده ام بابا

 

ادامه نوشته

وفات پیامبر(ص)

حضرت زهرا(س) وپيامبر(ص)

 

دخترم گریه ی تو  پشت مرا می شکند

بیش از این گریه مکن قلب خدا می شکند

 

چه کنی بر دل خود آب شدی از گریه

بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند

 

تا که نشکسته ای از غصه کمب راه برو

که قد و قامت تو زیر بلا می شکند

 

باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا

حیف یک روز کسی دست تو را می شکند


ادامه نوشته