شهادت حضرت رقیه(س)

آهش فضای هر سحرش را گرفته است

داغی تمامیِ جگرش را گرفته است


از کوچه ها رسیده تنش تیر می کشد

از بس که سنگ دور و برش را گرفته است


بر حال و روز چشم نحیفش نکرد رحم

دستی نگاهِ مختصرش را گرفته است


جا مانده از حرارت خیمه به پیکرش

آتش کمی زِ بال و پرش را گرفته است


از بعد غارت حرم و گوشواره اش

با آستین پاره سرش را گرفته است


جانی نمانده تا دو قدم راه می رود

زینب بیا کمک، کمرش را گرفته است


(حسن لطفی)